close
تبلیغات در اینترنت
هوش عاطفي در تعليم و تربيت
آخرین مطالب

هوش عاطفي در تعليم و تربيت

هوش عاطفي در تعليم و تربيت

يكي از اصول اوليه ي هوش عاطفي اين است كه روابط دوستانه و دلسوزانه، باعث شكل گيري انواع يادگيري هاي اصيل و به اثبات مي گردند. اگر مرور مختصري بر روي تجارب آموزشي خودمان به عمل آوريم، در مي يابيم كه ما تحت شرايط متفاوتي آموزش ديده ايم و نمي توانيم ادعا نماييم كه اين روشها، بهترين روش هاي آموزشي بودند و منجر به ايجاد يادگيري هاي اصيل و با ثبات در ما گرديده اند...

يك فرد تحصيل كرده يا فرهيخته چگونه فردي است؟ بر اساس تعاريف يا رويكردهاي جديد، فرد تحصيل كرده، فردي است آگاه ، مسئوليت پذير و علاقمند كه برخي به اين صفات، صفت پرخاشگر يا خشن نبودن هم اضافه مي نمايند. اين اظهارات به اين معني است كه تمركز و علاقه سنتي بر مهارتهاي ذهني چون بهره هوشی IQ، جاي خود را به علاقه شديد و تمركز بر مهارتهاي اجتماعي و عاطفي و بهره هوشی عاطفي (EQ) و مهارتهاي هوش عاطفي (EI) داده است. دلايل گوناگوني براي اين جابه جايي، عنوان شده است كه يكي از مهمترين آنها، اطلاعات و آگاهي هايي است كه ما درباره عملكرد مغز و حافظه ي انسان به دست آورده ايم و بين يادگيري براي امتحان دادن و نمره گرفتن و يادگيري براي زندگي كردن در جوامع مدرن امروزي، تفاوت زيادي قائل مي شويم و دليل دوم، اهميت عوامل اجتماعي وعاطفي مي باشد.

اگرچه در سالهاي اخير هوش عاطفي به شدت مورد توجه واقع گرديده است، اما اين سازه، سازه اي جديد و تازه نيست. در دهه هاي 1920 و 1930 روان شناس مشهور، ثوراندايك از هوشي نام مي برد به نام هوش اجتماعي كه آن را «توانايي ادراك و فهم ديگران و انجام اعمال مناسب در روابط بين شخصي» تعريف و آن را يكي از جنبه هاي هوش شخصي به حساب مي آورد.

رويكرد ثورانديك به هوش اجتماعي به عنوان يك عنصر مهم هوشي در آن زمان مورد توجه و اقبال روان شناسان واقع نگرديد و پژوهش هاي تجربي و علمي بر روي آن صورت نگرفت و به فراموشي سپرده شد.

 جان ديويي به صورت عميق و گسترده اي در مورد ماهيت كلاس درس به تفكر و مطالعه پرداخت و نتيجه گرفت كه كلاس درس، جايي است كه دانش آموزان در مورد «دموكراسي»، مهارتها و حالت هاي ذهني مورد نياز براي رسيدن به آن شرايط اجتماعي و عاطفي كه براي انتقال تداوم آن مورد نياز است، اطلاعات و آگاهي هايي به دست مي آورند. به اعتقاد جان ديويي، يك رابطه ي كامل و بدون چون و چرا بين آن چه كه يادگرفته مي شود و زمينه  اي كه در آن يادگيري ها اتفاق مي افتند و موقعيت هايي كه در آن از اين يادگيري ها استفاده مي شود، وجود دارد. او در كتاب (چگونه فكر مي كنيم) به برخي از مهارتهايي كه شهروندان براي زندگي كردن در يك جامعه دموكراتي كه بدان نياز دارند، اشاره مي نمايد. این مهارتها، نه تنها دربرگیرنده مهارتهای تحلیلی و جزیی نگر می باشند، بلکه مهارتهای کلی نگری از زمینه ی مباحثات و مبادلات اجتماعی ، معاشرت های شخصی و انعطاف پذیر بودن را نیز، شامل می شود. 

هوش عاطفی از مجموعه ای از مهارتهای گوناگون ساخته شده است که بیشتر آن ها را می توان از طریق آموزش و یادگیری در دیگران ایجاد نمود و یا پرورش داد. بنابراین ، تعجبی ندارد اگر ادعا کنیم که می توان ، مدارس را به عنوان اولین مراکز و پایگاههای پرورش هوش عاطفی به حساب آورد. به اعتقادگلمن ، مدارس،اولین مکانهای اجتماعی می باشند که می توانند  نقص ها و کمبودهای کودکان را در زمینه عواطف و رقابت ها و تعامل های اجتماعی ، اصلاح وترمیم نمایند . یاد گیری مهارت های عاطفی از خانه شروع می شود و بچه ها با یک سری توانایی های عاطفی اولیه و متفاوت وارد مدرسه می گردند . به همین دلیل است که مدارس با چالش هایی در مورد آموزش و اصلاح مهارتهای عاطفی کودکان رو به رو می باشند . این چالش ها می توانند از طریق جایگزین سازی و برطرف ساختن ابهامات موجود ، راجع به عواطف از طریق ترتیب دادن برنامه های  استاندارد شده ی آموزشی و خلق شرایط آموزشی که باعث پرورش و تکامل مهارت های عاطفی و کاربرد صحیح آن می باشند، از بین برده شوند.


مطالب مشابه

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی